دوست و دشمن
دوستی که مرا برای خودش بخواهد به درد دوستی نمیخورد.
هر کس به دنبال دوست بی عیب بگردد بی دوست می ماند.
دوستی که مرا برای خودش بخواهد به درد دوستی نمیخورد.
هر کس به دنبال دوست بی عیب بگردد بی دوست می ماند.
۵ / ۷ / ۱۳۸۹
امروز کانونیها به دیدار کسانی رفتند که بسیاری سعی بر آن داشتند تا تعریفی دقیق،از آنهابه دست دهند و در پی آن بودهاند که ادبیات آنها را با واژهها و تعابیری نسبتا واضح به تصویر بکشند. اما امروز کانون بدون پیشینه وتصویر ذهنی فقط به قصد دیدار کاروانی از رنگها ،قلمها، در بین پردهها و خانهها دست به دست در میان آنها گشت.
گلهای خود را نثار فرزندان روح اللّاه کردیم. به آن پرده که نگاه میکردیم چقدر آشنا بود نمیدانستیم آیا میتوانیم سرمان را بر شانههایشان بگذاریم و اشک بریزم. نمیدانستیم میتوانیم بر دنیای واقعیشان که پر از رویدادهای مبهم و پیچیده که ما نمیتوانیم تفسیری واحد از آن رویدادها داشته باشیم قدم بگذاریم، در حالی که نمیشناسیمشان، فقط میدانیم از رحم مادری به دنیا پا گذاشتهاند ،سردی یک کارد ،داغی یک گلوله را بر بدن هاشان احساس کردند. و برای اولین بار صدای ناله مادرانی ،شکستن قلب پدرای بلند شده وهیچگاه هم آوازشان تمامی ندارد.
میدان شهدا را پشت سر گذاشتیم به خانه کسی نزدیک میشدیم که دیدارش دلگرممان میکرد. سردار بزرگ، تئورسین جوان، حسن باقری کسی که نشانه فداکاری، عشق و هیجان بود . نور چشمهایش مثل آفتابی که آرام آرام روی دیوار شرقی آسمان طلوع میکرد خیره کننده بود، مسیری را آغازکرده بود که شاید اندکی از آن را ما آغاز کردهایم. در کنارش ایستاده بودم و نگاهش میکردم. هم سن و سال ما بود، با آرمان وآرزویی شبیه به ما، ازش پرسیدم اگر اکنون بودی گروهی کوچکی از سپاهت را به دست ما میسپردی؟ ناگهان احساس کردم که به آرامی با کف دست بر پشتم میزند ومی پرسد به دنبال چه میگردی؟؟حمایت ،اعتماد...
پاسخ دادم حمایت و اعتماد کسانی که آنروزها به جوانانی چون تو داشتند را میخواهم.
دیدار بعدی از دکتر چمران بود کسی که وقتی در کنارش میایستی احساس امنیت میکنی. دلم برای روزهای بودنت تنگ شده. روزهایی که بودی و ما نبودیم. ایستاده است و نگاهمان میکند من هم نگاهش میکنم ومیگویم تو به آنچه که میخواستی رسیدی، خودت گفتی که (*میخواستی شمع باشی، بسوزی، نور بدهی و نمونهای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشی. میخواستی همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشی و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشی. میخواستی در دریای فقرغوطه ور شوی و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنی. میخواستی فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان پایداری خود بلرزانی. می خواستی میزان حق و باطل باشی و دروغگویان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنی. میخواستی آنچنان نمونه ای در برابر مردم به وجود آوری که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند، طریق مستقیم روشن، صریح و معلوم باشد، و هر کسی در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگیرد و راه فرار برای کسی نماند و تو به تمام اینها رسیدی .
اما من خستهام، خستهاند این دستها،خستهاند این چشمها،خستهاند همه آدمها،خستهاند، باور نمیکنی؟ آنسان
که باید هرگز انسان واقعی نبودهام ....یک انسان واقعی ...اصلا انسان چیست؟ من انسانیت را شاید کمال،باور و حقیقت مینامم...انسان کمال میجوید، به دنبال کمال بالا میرود، میجنگد،عشق میورزد، دانش کسب میکند ... و همه آنچه که کسب میکند باید باور کند. یا شاید هم اول باید خودش را باور کند چون او جهان کوچکی است...او باید باور کند خودش را وهمه جهان اطرافش را، باید کشف کند حقیقت را تا به کمال حقیقی برسد.
همین طور که چشمانم در چشمهایش گره خورده با کوله باری از حرفهای ناگفته ازش خداحافظی می کنم.
بدون اینکه تصمیم بگیریم کجا برویم به شهدای هفتادو دو تن میرسیم.خانهشان تالاری است با دیوارهای بلند و کشیده بچهها هر کدام به دیدار کسی میروند. اما من روی سکویی مینشینم، و اراده میکنم صدای مورچههایی که کنار دیوار راه میروند، درختها، مردم و دنیا را نشنوم ...فقط به کبوترها خیره میشوم و دوست دارم صدای آنها را بشنوم. اما هیچکدام حرفی نمیزنند فقط نگاهم میکنند و لبخندی میزنند. به اسمهایشان میاندیشم...کبوترهای چاهی ...کبوترهایی با بالهای سیاه و دل های سفید ...کبوترهایی که از سقوط صعود کردهاند و اوج گرفتند.
بلند میشوم تا به رجایی،بهشتی و باهنر برسم، بچهها کنارشان حلقه زدهاند انگار به چیزی گوش میدهند. شاید رجایی است که برای آنها سخنرانی میکند. اماچه میگوید؟
بوی خوشی در هوا طنین انداز شده بود. دنبالش می کنیم. به مزار سید احمد پلارکی می رسیم. نزدیکش می شویم دورش حلقه می زنیم و می نشینیم تا به نغمه هایش که زیارت عاشورا را می خواند گوش فرا دهیم.
کم کم وقت رفتن فرا میرسد با عجله خود را به آوینی میرسانیم. نزدیکش میروم تا بهتر ببینمش. دلم میخواست بسط بشینم آنجا تا فقط برایم بگوید و به تصویر بکشد. زیرا هنرمند است که واقعیتهارا بهتر میبیند، میشنود، میفهمد، مینویسد، میگوید، میکشد و رسم میکند زیرا هنر بهترین راه شناساندن واقعیتهاست.
هوای بسیار دلپذیری است. به خصوص شوقی که در ما به وجود آمده هوا را معتدلتر به نظر میآورد. به اتوبوس نزدیک میشویم. راننده برایمان دست تکان میدهد. سوار میشویم. صدایی از کسی بر نمیآید. اتوبوس حرکت میکند.
تهیه گزارش: ساره ارجمند
بیانیه محکومیت هتک حرمت به قرآن کریم
كانون اجتماعي فرهنگي نوانديشان به عنوان مجموعهاي كاملاً دانشجويي و خودجوش در پي اهانت به ساحت مقدس كلام حق و حقيقت، اقدام شنيع سلاطين ظلم و جور و فساد را رسماً محكوم نموده و با فرياد «هيهات منا الذله» خشم و انزجار خود را از كينهتوزان و كينه جويان قلمرو آزادي ليبراليستي ابراز ميدارد.
به واقع اي آنان كه شعائر زيبايي چون حقوق بشر را لقلقه زبان خويش نمودهايد به راستي آيا خواهيد توانست در پناه اين شعائر به ظاهر زيبا اقدام موهون خود را توجيه نماييد؟
به واقع اي آنان كه ديوانهوار در حوزه نظري، فكري و عملي بر طليعة باران الهي ميتازيد از پروردگار جهان و جهانيان نميهراسيد؟
اني اخاف الله رب العالمين
من از خدا كه پروردگار جهانيان است مي ترسم.
(آيه 16 سوره حشر)
به واقع اي آنان كه مفاهيم پوچي چون پلوراليسم ديني را طرح ميكنيد آخر چگونه اين اقدام قبيح خود را توجيه مينماييد؟
آيا نداستهايد؟ و آيا نميدانيد كتابي كه شما به آن اهانت نمودهايد همانا كلامي است كه 11 بار نام مسيح 34 بار نام حضرت مريم و 23 بار نام عيسي، سه بار نام روح الله و 5 بار نصاري را در خود جاي داده است.
الم تركيف فعل ربك باصحاب الفيل
آيا ندانسته اي كه پروردگارت با فيل سواران چه كرد؟
(آيه 1 سوره الفيل)
به واقع شما كدامين توجيه را، كدامين تفكر را و كدامين راه را برگزيدهايد؟
به واقع آيا صراط شما صراطي غير عقلي نيست؟
آري اينچنين است عاقبت مدعيان دروغين انديشه و انديشه ورزي، آناني كه امروز به يادواره عصر جاهليت تحت تأثير جمود فكري به نسخه كامل سعادت و كمال بشريت اهانت مينمايند.
و يعذب المنافقين و المنافقات والمشركين والمشركات الظّالنّين بالله
و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد مي برند عذاب كند. (آيه 6 سوره فتح)
دبیر کل
کانون اجتماعی فرهنگی نواندیشان
طلوع اندیشه ورزی
طلوعی شد و باز اندیشه ای نو
نمو ساقه ها از ریشه ای نو
دگر پاییز و ریزش در میان نیست
دل اندیشه ورزان آسمانیست
یکی آرش که جانش در کمان است
به سوی لشکر توران نشان است
مغول ها بین به ترکستان روانه
به چوب غیرت و با تازیانه
ببین این گربه بر جا نشسته
پلنگی گشته بر افلاک جسته
دریغا ای دریغا سرزمینم
تو را محنت سرا دیگر نبینم
مگر گردیده باشد سینه صد چاک
که باشد حاکم اسکندر بر این خاک
به جان لاله ها فرداست امروز
شکوفایی همین اینجاست امروز
ایلیار
روابط عمومی کانون نواندیشان
اطلاعیه
دعوت به همکاری
کانون اجتماعی فرهنگی نواندیشان به مجموعه ای از نخبگان دانشگاهی اطلاق می گردد که به جهت همسویی در هدفی والا اقدام به فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی می نماید. برگزاری همایش ملی ابداع در علوم انسانی، برپایی میزگردها، سخنرانی ها و جلسات هم اندیشی با حضور دانشجویان و اساتید طراز اول کشور، اکران و برگزاری جلسات نقد و بررسی فیلم های روز سینمای ایران و جهان، برگزاری شب شعر و .... بخشی از برنامه های کانون در سال جاری می باشند.
همچنین انتشار گاهنامه نواندیشان و مدیریت سایت بزرگ www.kafna.ir در دستور کار این کانون می باشد.
بخشی از اهداف مندرج در اساسنامه کانون عبارتند از: بومی سازی علم و تزریق فکر مولد به جامعه در حال رشد ایران اسلامی- توسعه جامعه در حال رشد و بالندگی مبتنی بر ویژگی های خاص فرهنگ ایرانی اسلامی و تولید نظریات جامع الاطراف پیرامون این امر با بکارگیری تمام پتانسیل های موجود - ایجاد فضای نقد سازنده - تبادل نظرات به صورت علمی - استعداد یابی و نخبه پروری به معنای حقیقی- نهادینه ساختن فرهنگ مسئولیت پذیری در میان قشر جوان و ....
قابل ذکر است که جلسات داخلی کانون به طور منظم با شرکت «هیئت موسس» - «شورای مرکزی» - دبیران کمیته های «روابط عمومی» و «خبر» و «منابع انسانی» - کمیته های «اجتماعی فرهنگی» و «اقتصادی» و «سیاسی» و کمیته ایرانی اسلامی و سایر اعضای آزاد و فعال به صورت هفتگی برگزار می گردد. علاوه بر این کلیه کلاسهای آموزشی لازم جهت ارتقا سطح علمی اعضا و اعتلای اهداف متصور کانون در طول هفته برگزار میشود. کلاسهای اسلام شناسی - ایران شناسی پیش از اسلام - ایران شناسی پس از اسلام - شناخت شناسی - تاریخ علم - مقاله و پروپوزال نویسی - متدولوژی - نقد و بررسی و کتاب - رفتار شناسی در کار گروهی و جلسات توجیهی در حال حاضر به صورت ویژه برای اعضای کانون در حال برگزاری می باشد.
هم اکنون حلقه فکری نواندیشان در حال تکمیل چند نظریه بدیع و جامع الاطراف علمی از جمله «متد کاربردی در تولید علم بومی» و «روش تولید علم مبتنی بر جهان بینی توحیدی» می باشد که به لطف حق و تلاش بی وقفقه و خستگی ناپذیری همه اعضا در آینده ای نزدیک به جامعه علمی کشور تقدیم خواهد شد.
ضمن اطلاع رسانی فوق بدینوسیله «کانون اجتماعی فرهنگی نواندیشان» آمادگی خود را برای برقراری ارتباط به منظور تبادل نظر و هم اندیشی علمی با سایر گروههای علمی- پژوهشی و دانش بنیان در سراسر کشور اعلام می دارد.
و نیز کلیه دانشجویان دانشکده های دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی در تمامی مقاطع و رشته ها که علاقمند به فعالیت های علمی و فرهنگی با این مجموعه هستند می توانند پس از عضویت و گذراندن جلسات توجیهی با کانون همکاری داشته باشند.
کمیته روابط عمومی
09361500966- 09191756962- 09382451148
Email: ehsanghasemian@yahoo.com
اولين بيانيه كانون اجتماعي فرهنگي نوانديشان
نطق دبير اوّلين همايش ابداع در علوم انساني
احسان قاسميان 6/12/1388
به نام حق و به نام حقيقت و به نام پروردگار انسانهاي آزادانديش، آنان كه تلألو حقيقت را به تكامل در عشق ورزيدن معنا نمودهاند، آنان كه به نداي حق در بطن وجودي خويش لبيك گفته و زدودن غبار افكار ماترياليستي و لذتمدار جهان امروز را وظيفهاي آرماني قلمداد ميكنند. آرمانگراياني كه نگاه خويش را به نگاه او، كلام خويش را به كلام او و سرشت خويش را به سرشت او گره زدهاند. مجاهداني نستوه از جنس معرفت كه سلام و درود ما ابراز ارادتي كم سو در مقابل خورشيد تابان علم و عمل آنهاست. سلام و درود ما تقديم شما باد اي روشنگران عرصهي علم و زكات، اي طلايه داران چراغ امّيد در روزگار جهل، اي آنهائيكه جمود فكر را با حصول عمل پرده برداشته و جامعه را از رخوت، سستي ، كژي و كاستي به اعتلاي بيش از پيش حقيقت رهنمون ميداريد.
دگر بار كانون اجتماعي فرهنگي نوانديشان بر مبناي رسالت علمي خويش و در راستاي تعالي ارزشهاي عالي ايران اسلامي با همايشي تحت عنوان ابداع در علوم انساني هدفي والا را رصد مينمايد، هدفي به نام جامعهي پويا، كه تنها با توليد فكر مولّد امكان پذير خواهد بود فلذا كانون، بوميسازي علم در تمام حوزهها و ايجاد كرسيهاي نظريهپردازي به صورت جامعالاطراف را تنها راه رسيدن به آرمان شهر مزبور دانسته و با اين نگرش ژرف، جوانان ما قدم به مسير دشواريها نهادند؛ بلاشك هر انديشمندي با مطالعه اساسنامه كانون به عينيت اين موضوع را لمس و پي به اهداف وزين آن خواهد برد اهدافي چون: تبادل نظرات به صورت علمي در فضايي فارغ از ارزش و به دور از حب و بغضهاي خاص كه متأسفانه امروز اين منازعات گاهاً يادآور نظريه تنازع بقاع داروين در عرصه اجتماعي خواهد بود كه نه تنها هيچ وجه اشتراكي با تمدن غني ملت ايران نداشته بلكه در ضدّيت با ارزشهاي ايراني و اخلاق اسلامي قرار دارد از اين رو نقد سازنده را تفكيك محاسن از معايب به صورت منصفانه، مشفقانه و صميمانه كه با ارائه راهكار توأم باشد تعريف نموده و به دروني كردن فرهنگي به نام احترام به نظر و حقوق ديگران ميانديشيم انديشهاي كه با بكارگيري تمام پتانسيلهاي موجود علاوه بر استعداديابي و نخبهپروري به نهادينه شدن فرهنگي به نام مسئوليتپذيري در قشر جوان منجر خواهد شد. ضمن آنكه استفاده از مديريت سيستماتيك با بهرهگيري از چارت سازمان مدوّن، كانون را به تشكلي منظّم و كم نظير در سطح كشور تبديل نموده است.
امروز دغدغهي ما، جامعهي ما و افكار متعالي دانشمندان ماست كجايند آن انديشههاي سترك كه از نسل آفتاب بر ايران زمين جاري و ساري ميگشتند كجايند شريعتيها، كجايند مطهريها و كجايند مردان بيادعا، امروز مظلوم است فرهنگ، فرهنگي كه ريشه در اعماق وجود اين آب و خاك دارد، امروز مظلوم است عشق، عشقي كه ريشه در مكتب سيدالشهدا دارد و امروز ما مسئوليم، ما ميراثداران هزاران سال تمدن كهن ايران زمين مسئوليم ،ما پيروان راه علي مرتضي مسئوليم، ما را چه شده اي برادران و خواهران من؟ هر چه هست واقعيتي است تلخ، به تلخي حرام خدا بر روي زمين و افسوس؛
افسوس كه اين مزرعه را آب گرفته
دهقان مصيبت زده را خواب گرفته
همين ديروز قبل از نيم روز بود كه حماسه سراي سيستان، نوش دارو بعد از مرگ سهراب به دست رستم داد اي كاش كه فرهنگ ما غرق در خون خنجري چون ما نگردد اي كاش كه آيندگان، به تو، به من و به او به افتخار بنگرند همان طور كه من ، تو و او به تاريخ با افتخار مينگريم تاريخي كه كم ندارد از شگفتيها، گذشتهاي كه سراسر تجلّيگه ارادهي الهي بر اين سرزمين بوده است وليكن اكنون جوانان ما، مردان ما و زنان ما همه و همه در تفكرّاتي چون مصرفگرايي صرف غرق گشتهاند آن هم آن كالايي كه مارك زيبايي را به يدك ميكشد حتي در عرصهي علم و دانش هم چنين شده است آنگه كه از آن سوي مرزها موج متلاطم انديشهها تحت لواح افكار اگزستانسياليستي به سوي ما ميآيد نزد ما متقن و زيبا جلوهگر است چرا كه مارك آن رخ مينمايد و صد افسوس كه نقد تحليلي جوانان ما را برنميتابد تا شك را ضمن حركت در تحقق دانش پيشه كنند مگر نه آنست كه خود ميگويند جامعهشناس در فضاي جامعهي خويش با درك بينش خاصّ جامعه خود بهروز است. پس باز هم ما را چه شده كه در شب زندهداريهاي خود به تنها چيزي كه نمينگريم آرماني به نام انديشه است انديشهاي كه قرنها قلب تپندهي آن اجداد ما بودهاند انسانهايي ژرف، نوانديش و آزادانديش كه با زمزمهي نور، دلهاي ديوانه خود را غرق در راز و رمز حيات نوع بشر نمودهاند آن روزها كه دانشمندان بلند آوازهاي چون ماركس، فرويد و هگل چشم بر عرصهي گيتي نگشوده بودند نيشابور ابرشهر دنياي كهن بود آري اينست آن چيزي كه ما ميگوييم ابداع، ابداع در علوم انساني، ابداعي جامع الاطراف مبتني بر ويژگيهاي خاص فرهنگ ايراني اسلامي كه پرده از ابهامات تئوريك قرن حاضر برداشته و گذار از سنّت به مدرنيته را با حفظ ارزشها و آرمانهاي ملّي ما محقق سازد فلذا نوانديشان به افرادي اطلاق ميگردد كه با بهرهگيري از تعاليم ارزندهي ايراني اسلامي در مسير دستيابي به حقيقت راهكارهاي نوين ارائه مينمايند به همين جهت كانون با ايجاد چهار كميتهي تخصصي تحت عناوين : اجتماعي- فرهنگي ، اقتصادي ، سياسي و ايراني اسلامي سعي در بررسي مكاتب بشري از زواياي مختلف و تخصصي دارد از همين رو دستان دانشجويان علاقمند و شيفتهي عرصه علم و دانش را به گرمي ميفشاريم تا شايد به مدد مولاي متقيّان علي (ع) پيروز و بهروز و كاملتر از ديروز به فردا بينديشيم و به فرمايش شيخ اجل حافظ :
گرچه دشوار است راه و مقصد ناپديد
هيچ راهي نيست كانرا نيست پايان غم مخور